چه شاید کرد؟!

آیا سرنوست دولتی سوار بر گرده جامعه به سرنوشت مردم/ گروه های مردمی اش گره خورده است؟ گویا گاه چنین بوده و هست. در چنین اوضاعی به واقع چه باید کرد؟ در چنین گره گاه هایی وظیفه جامعه شناس چیست؟ وظیفه گروه های مردمی چه؟ تربیت دولت؟! تربیت جامعه؟! نه! این گره را شاید فرزند ازدواج غریب فوکو و رورتی باز کند. باومن را می گویم. شاید، شاید! 

  
نویسنده : بهرنگ صدیقی ; ساعت ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۱٢

ادای احترام به برخی رفتگان.

عجب! تئو آنجلوپولوس هم رفت. کسی که در کنار برسون و کیشلوفسکی طعم "سینما" داشت. حالا دیگر تحمل سینما دشوار است. دیگر از گام معلق لک لک خبری نیست و از آن روایت رفتن های ناگزیر و  ... از چشم اندازی در مه، آخ! چشم اندازی در مه. چه معصوم بود و چه "گس" و چه انسانی و چه امیدی تلخ. پسر بچه ای که چنان! برای اسبی محتضر می گرید و سر آخر تصویری محو از زندگی که به خود فرامی خواند. چه حیف، حیف. همیشه همینطور است، کمی به سحر مانده، که دلهره ...

  
نویسنده : بهرنگ صدیقی ; ساعت ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٥
تگ ها : سایر