پای معلق مرغ در کاسه سوپ*

روایت است که در دهه 1340، در پی تاسیس موسسه جوجه کشی نارمک، بود که مرغ آرام آرام پایش به سفره های مردم ایران باز شد. گویا تا پیش از آن گوشت مرغ کالایی تجملی بوده و قیمتش از گوشت قرمز بالاتر (ر.ک. بررسی های بازرگانی 1367). اما باید بیست سالی می گذشت تا پای مرغ هم به میان سفره ها بیاید. نخستین باری را که آن را در سفره مان دیدم به خوبی یادم است. زمان جنگ در دهه 60 بود و پای مرغی معلق وسط کاسه سوپ چندان برایم اشتها برانگیز نبود.

ادامه مطلب   
نویسنده : بهرنگ صدیقی ; ساعت ٢:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/٢٠

خبرنامه جامعه شناسی مردم مدار

اولین شماره خبرنامه کارگروه جامعه شناسی مردم مدار منتشر شد.

در این شماره میخوانید: جامعه شناسی، عینکی جادویی (بهرنگ صدیقی)؛ جامعه شناسی مردم مدار به عنوان جامعه شناسی همراه (محمدامین قانعی راد)؛ کارگروه جامعه شناسی مردم مدار چه کرده است؟ (احمد محمدزکی)؛ جامعه شناسی مردم مدار: از ایده تا امکان (مصاحبه با سارا شریعتی)؛ ردپای جامعه شناسی مردم مدار (صابر خسروی)؛ پشت پرده سرمایه داری (مهدخت قربانی)

دانلود: اینجا

خبرنامه در سایت انجمن جامعه شناسی ایران: اینجا

  
نویسنده : بهرنگ صدیقی ; ساعت ۱٢:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/۸

میل به تغییر

به تازگی ایمیلی به دستم رسید. عنوان اش بود: ”جامعه به کجا می رود؟!” (عنوانی تحریک کننده) و فایلی ضمیمه ایمیل بود که نام اش بود "فاحشه" (نامی "تحریک کننده").

متن فایل درباره انشای دختری ده ساله بود که در پاسخ به پرسش "دوست دارید در آینده چه کاره شوید" نوشته بود: فاحشه.

چندان لازم نبود متخصص یا مفتش باشی که بفهمی متن قلابی است و کمیت سندیت اش می لنگد. اما مهم این نیست. حتی اگر متنی "واقعی" با سندیت محکمی هم بود باز به نظرم مهم نبود.

اصلا مهم این پرسش نیست که "جامعه به کجا می رود" و بعد پاسخش که بله، به سمت "فاحشگی" (جای فاحشگی می توانید هر "آسیب اجتماعی" دیگری، نه!، هر پاسخ دیگری که دوست دارید، نه!، هر پاسخی که "علمی" باشد بگذارید.)

مهم تر از همه این ها، به نظرم، این است که "چرا چنین پرسش ها و چنین متن هایی جدی گرفته می شوند؟". مهم این است که بپرسیم "در چه شرایطی جامعه خود را از این دریچه می بیند؟". این که "در چه شرایطی جامعه خود را اینچنین توضیح می دهد". باید از این میل فزاینده ای بپرسیم که جامعه امروز ما به تولید و توزیع و مصرف چنین متن هایی یافته است.

پاسخ این پرسش ها چندان در آمار و ارقام یافت نمی شوند. منشاء این میل چندان به افزایش شمار فاحشگان یا کاهش سن فاحشگی وابسته نیست- دست کم فقط به آن وابسته نیست. مستقل از آمار و ارقام (آنهم در فضای مبهم آماری که ما داریم!)، برای خودش هم هست.

اگر گوش مان را با این پرسش ها تیز کنیم، صدای پای میل به تغییر را می شنویم؛ اراده ای در شرف تکوین در جامعه برای تغییر.

  
نویسنده : بهرنگ صدیقی ; ساعت ٥:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/٤
تگ ها : سایر