جامعه شناسی مردم مدار خوب/ جامعه شناسی مردم مدار بد

بازخوانی جامعه شناسی خودمانی با عینک "بینش جامعه شناختی"

جامعه شناسی خودمانی (نراقی 1380) کتاب مهمی است. مهم است، چرا که بارها و بارها تجدید چاپ شده است، به نظرم بیست و سه بار! در جلسه ای که کارگروه جامعه شناسی مردم مدار انجمن جامعه شناسی ایران در آذر ماه 1390 برای بررسی این کتاب برگزار کرد دکتر جلایی پور که از سخنرانان بود گفت که به اصرار مسیولان برگزار کننده این جلسه بوده که ناچار شده آن را بخواند و چون کتاب را "علمی" نمی دانسته تاکنون میلی به خواندنش نداشته است. یکی از حضار در نقد جلایی پور پرسید که چطور می شود شما خودتان را جامعه شناس بدانید و کتابی را که در شرایط فعلی بیست- سی بار تجدید چاپ شده و این همه مخاطب جذب کرده نخوانید؟ این کتاب می تواند شاخصی باشد برای سنجش ذائقه مخاطبان ایرانی کتاب های جامعه شناسی. طیف این مخاطبان از رانندگان تاکسی و زنان خانه دار هست تا دانشجویان تحصیلات تکمیلی رشته جامعه شناسی. تعجب نکنید! دانشجویان کارشناسی ارشد و دکترای جامعه شناسی را می گویم. باور نمی کنید، امتحان کنید. سر کلاس درباره جامعه شناسی مردم مدار صحبت کنید. همینطور که مشخصات آن را می گویید لبخندی را که از سر رضایت بر لبان دانشجویان نقش می بندد می بینید؛ لبخندی که انگار می گوید: "آهان! همینه! من هم دنبال همین آمدم رشته جامعه شناسی". بعد از دانشجویان بپرسید آیا نمونه ای از آن به زبان فارسی سراغ دارند. بیش از نیمی از کلاس به شما می گویند: بله! جامعه شناسی خودمانی... بخواهیم یا نه، دوست داشته باشیم یا نه، جامعه شناسی خودمانی در جامعه ما شاخصی برای تشخیص جامعه شناسی "خوب" از "بد" شده است. این را باید پذیرفت.

ادامه مطلب   
نویسنده : بهرنگ صدیقی ; ساعت ۱۱:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱٤

عشق جنسیت زده: عشق مردانه/ عشق زنانه*

چکیده

عشق ورزی در طول تاریخ یا به کل مقوله ای تک جنسی/ جنسیتی (مردانه یا زنانه) تلقی شده یا اگر مقوله ای دو جنسی/جنسیتی به شمار آمده الگوهایی متفاوت را بر دو جنس/ جنسیت بار کرده است. گفتمان های متفاوت، از فلسفه یونان باستان گرفته تا سنت تفکر ایرانی- اسلامی و نیز سنت های روان کاوی و پزشکی در دوران مدرن همگی دلالت بر همین امر دارند. و اما وقتی جامعه شناسی با جنسیت زدگی عشق مواجه می شود دست به کار می شود، چرا که از اساس جنسیت را، دست کم در کنار دو عامل طبقه و نژاد، سه ضلعی نظام سلطه می داند و در پی بر ملا کردن ساز و کارهای سلطه گری آن ها بر می آید. جامعه شناسی، با رجوع به تاریخ، ضمن آن که از جنس و جنسیت طبیعت زدایی می کند، پیوند ذاتی میان عشق را با این دو به پرسش می گیرد. اما این رویکرد استعداد بدفهمی هم دارد. این که جنس و جنسیت را افزونه هایی آلوده کننده بر عشق تصور کنیم که باید زدوده شوند به این شائبه دامن می زند که عشقی ناب و اصیل در پس پشت این افزونه ها ”هست” که باید کشف اش کرده و نیرویش را آزاد کنیم. همین بدفهمی مبنای برخی پروژه های رهایی بخش حول مفهوم عشق بوده است. این که عشق را قلمروی مجزا از جامعه بدانیم که جامعه آن را، از جمله با جنسیت زده کردن اش، زیر سلطه گرفته و آلوده کرده است چشم بستن بر تاریخ عشق و خصلت اجتماعی عشق و رابطه عشق و قدرت است که رابطه ای نه مبتنی بر سلطه بلکه مبتنی بر اقتصاد گفتمانی است.

کلیدواژه ها: عشق، عشق ورزی، سلطه، آلوده انگاری، رهایی بخشی، برساخت گرایی اجتماعی

ادامه مطلب   
نویسنده : بهرنگ صدیقی ; ساعت ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۸
تگ ها : سایر

تولید مثل جماعت

از مهم ترین محورها در جامعه شناسی مردم مدار مفهوم جماعت (community) است؛ شبکه ای از افراد که مسئله ای مشترک دارند. این شبکه ها در وهله نخست شبکه هایی بالقوه اند (بخوانید: درخود)، به این معنا که گرچه مسئله ای مشترک دارند اما نسبت به آن آگاهی جمعی ندارند. کار جامعه شناس مردم مدار این است که کمک کند این جماعت های بالقوه را به جماعت های بالفعل (بخوانید: برای خود) بدل کند. دو امر در این خصوص اهمیت دارد؛ یکی این که وجود مسئله مشترک را در میان آنان یادآوری کند و دیگر این که شبکه را که در وهله نخست چیزی جز یک فضا نیست مکانمند کند (از جمله از طریق نهادسازی).

از این طریق، نه فقط جماعت به شبکه ای فعال و بالفعل بدل می شود و برای حل مسئله مشترک اش تلاشی اجتماعی آغاز می کند، که اتفاق مهم دیگری هم می افتد و آن شکل گیری ”خرده شبکه” هایی در دل آن است که به اندازه شبکه اولیه و مسئله جماعت اهمیت دارد. امور و برنامه های جنبی، قرار و مدارها بین برخی اعضا برای پرداختن به ”مسئله ای دیگر”، شبکه هایی که در حاشیه جماعت شکل می گیرد یا از آن منشعب می شود. از این طریق جماعت تولید مثل می کند.

همین خرده شبکه های بی سازمان اند که حوزه عمومی را از سطح نهادهای مدنی که به تدریج صلب می شوند و بورکراتیزه فراتر می برند و به حوزه عمومی حیات عمومی می بخشند و خون لازم را برای تولید مثل مدام جماعت ها فراهم می آورند. 

  
نویسنده : بهرنگ صدیقی ; ساعت ۸:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱