سیاست مردمی و انتخابات 3

در انتخابات اخیر کسانی بودند که یک شبه از حامیان دو آتشه عدم شرکت در انتخابات به حامیان دوآتشه شرکت در انتخابات بدل شدند. از میان آن‌ها به ویژه گروهی برایم مهم بودند که استدلال‌هایی نظری برای کمک به صورتبندی سیاست مردمی داشتند و در همین راه بود که دم از عدم شرکت در انتخابات می‌زدند. اما ناگاه این گروه به این نتیجه رسیدند که از قضا گویا شرکت در انتخابات است که به سیاست مردمی کمک می‌کند! ایشان گفتند حضور گسترده مردم پشت سرِ یکی از کاندیداها، آقای روحانی، می‌تواند امیدی را که در این سال‌هااز میان مردم رخت بربسته احیا کند. ضمن عجیب بودن این چرخش و استدلال، یکی از پرسش‌های مهمی که از این گروه می‌توان پرسید این است که مگر نه این که نهاد حکومت از اساس در تضاد با سیاست مردمی است؟ اگر چنین است فردای روز انتخابات، که این امیدی که دم از آن می‌زنید احیا شد، باید چه کرد؟ باید به مردم چه گفت؟ لابد باید بگوییم: "خوب! دیدید رای دادید و مطالباتی که داشتید برآورده نشد، یا شاید هم شد ولی گرفتاری‌های تازه‌ای ایجاد شد؟ پس حالا بیایید درباره اصل و اساس و فلسفه وجودی نهاد حکومت بیندیشید." نه! دیگر در آن شرایط این حرف‌ها بین مردم خریداری نخواهد شد. در آن شرایط مردم پای صحبت کسانی می‌نشینند که مجدد دم از انتخابات بزنند و به مردم بگویند: "اگر مطالبات‌تان برآورده نشد، یا اگر گرفتاری‌های تازه‌ای برایتان ایجاد شد دلیلش ناکارآمدی حاکمان قبلی بود. حالا به ما که رای دهید همه چیز درست خواهد شد". و این همان دور باطلی است که لیبرالیسم برای مردمان فراهم آورده است؛ فلسفه‌ای که در آن "توسعه سیاسی" (به معنای سیاست انتخاباتی و پارلمانی) پشت‌بندِ "توسعه اقتصادی" (از نوعی که بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول طرح می‌کنند) می‌آید و اساساً باید بیاید.

البته که باید با ابزاری که لیبرالیسم خود ساخته گورش را کند، اما نکته مهم انتخاب این ابزار است. از هیچ منظری به نظر نمی‌رسد این ابزار انتخابات و دموکراسی غیرمستقیم باشد. این ابزار، به نظرم، اقلیت‌سازی است. در حاشیه قرار دادن نهاد حکومت (تاکید می‌کنم که از نهاد حکومت سخن می‌گویم نه از حاکمان)- همان شیوه‌ای که حکومت‌های مدرن با وردِ "امنیت"‌ و با تکیه به عقلانیت ابزاری در تقابل با مردمان به آن متوسل شده و می‌شوند. به نظرم اس و اساس تئوریک هم برای چنین تاکتیکی فراهم باشد- چیزی که برای حمایت از مشارکت در انتخابات سراغ ندارم. این تاکتیک همان چیزی است که بازی بزرگان را به بزرگان وامی‌گذارد و مردمان را دعوت می‌کند بازی خود را تدارک بینند.   

  
نویسنده : بهرنگ صدیقی ; ساعت ٢:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۳/٢٩

بصیرت، عقلانیتی نو

نظام جمهوری اسلامی ایران دیگر آن نظامی نیست که تا پیش از خرداد 88 بود- برخی نشانه‌هایش را مختصر قبل‌تر گفته‌ام (1) و بعدتر هم خواهم گفت. این نظام حالا دیگر صاحب "بصیرت" است- عقلانیتی با مختصاتی نو (بخوانید عقلانیت ابزاری). عقلانیتی که پیوندی وثیق با لیبرالیسم و البته لیبرالیسمِ نو دارد. عقلانیتی که آغوش‌اش به روی مخالفان نظام هم باز است. اما آیا مردم هم در این دوره به عقلانیتی تازه دست یافته‌اند؟ متاسفم، اما نشانه‌ای مبنی بر این امر نمی‌یابم. بیش‌تر به نظرم ما مردمان در حال استحاله در قانونِ برآمده از این عقلانیتِ نوِ نظام دست و پا می‌زنیم.

  
نویسنده : بهرنگ صدیقی ; ساعت ٩:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۳/٢٦
تگ ها : دولت ، مردم

سیاست مردمی و انتخابات 2

همراهی با مردم؟ مردمی که کسانی دیگر به خیابان کشاندن‌شان؟ نه! سیاست مردمی این نیست. و چه با مزه است، اینقدر که حالم به هم می‌خورد، که تحلیل‌گران به طرفة‌العینی رنگ عوض می‌کنند و هن هن زنان خود را به پشت سر مردمی می‌رسانند که جلودارشان اصحاب حکومت و بازارند و می‌توانند یک‌شبه خلایق را به خیابان‌ها بکشانند و همان شب هم از خیابان جمع‌شان کنند.

سیاست مردمی چه زمانی کلید می‌خورد؟ با بسیج مردم برای رای دادن جمعی؟ با بسیج مردم برای رای ندادن جمعی؟ با پا گرفتن احزاب و اصناف؟ نه! اینها همه راه‌های رفته اند. رفتگان خبر می‌دهند که این راه‌ها بن‌بست‌اند. بازار و دولت منفذی برای عبور از این مسیر برای صورتبندی سیاست مردمی نگذاشته‌اند. باید در پی راهی دیگر بود. راهی که نه در میدان بازی نظام‌های سلطه- بازار و دولت- باشد و نه در میدان سرگرمی بوروکراسیِ احزاب و اصناف. نخست باید این را بپذیریم تا راهی دیگر باز شود. الساعه تنها راه موجود نفی راه‌های موجود است.

  
نویسنده : بهرنگ صدیقی ; ساعت ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۳/٢٥

سیاست مردمی و انتخابات 1

دوستان، سروران، آخه ای بابا! سیاست مردمی که جمع شدن مردم در خیابان نیست. سیاست مردمی در گام نخست با نفی آغاز می شود نه با ایجاب، و البته که انتخاب کرداری ایجابی است. و البته‌تر که هر نفی‌ای همزمان ایجاب هم هست و هر ایجابی همزمان نفی، اما این نفی و ایجاب کجا و آن نفی و ایجاب کجا. نمونه بدهم؟ سیاست مردمی کاری است که مردم ترکیه در میدان تقسیم کرده‌اند، کاری که مردم در جنبش اشغال وال استریت کردند، کاری که مردم مصر در میدان تحریر کردند. و البته وای به روزی که چنین جنس نفی‌هایی به ایجاب‌هایی به همان سیاق سابق سوق یابد، چه از نوع راستش (چنان که در مصر) و چه از نوع چپش که در کمین ترکیه است.

  
نویسنده : بهرنگ صدیقی ; ساعت ۳:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۳/٢٤

سه شک فوکویی دربارهٔ انتخابات

  • پرسش تاریخی: آیا لزومِ رای دادن بدیهی است؟
  • پرسش تاریخی- نظری: آیا ساز-و-کار تعیین سرنوشتِ من/ما اساساً دموکراسی پارلمانی است؟
  • پرسش تاریخی- سیاسی: آیا گسستی تاریخی میان تحریم انتخابات و شرکت در انتخابات وجود دارد؟  

اگر با این پرسش‌ها کلنجار برویم شاید بفهمیم چرا انتخابات اینقدر مهم جلوه داده می‌شود. حکومت داخلی و اپوزیسیون‌های خارجی و کشورهای "دوست" و "دشمن"، همه و همه از انتخابات سخن می‌گویند. به واقع چرا و چطور انتخابات و دموکراسی پارلمانی در مرکز زیست و پراکسیس سیاسی ما قرار گرفت؟  

  
نویسنده : بهرنگ صدیقی ; ساعت ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۳/٢٠

آسیب های اجتماعی و شکاف میان دولت و جامعه

این یادداشت را پنج- شش ماه پیش در پاسخ به پرسش روزنامه شرق نوشته بودم که پرسیده بود: به نظر شما مهم ترین آسیب اجتماعی در جامعه ایران چیست؟ به تازگی خبر شدم که گویا آن را به شکلی کج و کوله و دست و پا شکسته منتشر کرده اند. ای عجب! چه میشه کرد؟ به هر رو، متن اصلی آن یادداشت این بود:

  • در وهله نخست به نظرم پاسخ به این پرسش که مهم ترین آسیب اجتماعی در ایران چیست نیاز به آمار و ارقام و نیز تحلیل هایی بر مبنای آن ها دارد که همیشۀ تاریخ کیمیایی نادر در ایران زمین بوده و هست. در این خصوص اندک آمارهایی هم که موجود است عموماً آمارهایی رسمی اند که وثوق آن ها در  همه جای جهان برای ارائه تحلیل های اصیل جامعه شناختی محل تردید است. می گویم همه جای جهان و به واقع منظورم همه جای جهان است. برای نمونه، آمارهای رسمی در خصوص تجاوز به عنف در کشور انگلستان در سال2007 حدود 15500 مورد اعلام شده است [1]، در حالی که بنا بر پژوهش های مستقل این رقم بالغ بر 85000  در این سال می شود [2]، یعنی تفاوتی 6 برابری! در چنین وضعیتی، با تکیه بر آمارهای رسمی به واقع چه تحلیل درخوری می توان به دست داد؟ با این وصف، وضع و روز ما و اوضاع آشفته آمارهای رسمی مان که دیگر روشن تر از خورشید است.
ادامه مطلب   
نویسنده : بهرنگ صدیقی ; ساعت ۸:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۳/۱٤

نمایش سیاست

به نظرم تامل برانگیزترین وجه مناظره انتخاباتی هشت کاندید ریاست جمهوری حاشیه‌ای‌ترین وجه آن بود؛ یعنی تبلیغاتی که در زمان "تنفس" میان دو بخش مناظره پخش شد. حاشیه‌ای که خود مرکز این نمایش بود. چه بگوییم؟ کالایی شدن سیاست؟! نه، کم است. سرگرمی­‌سازی سیاست؟! نه، کم است. کلمه مناسب‌اش را نمی‌یابم. اما پرواضح است که سیاست نئولیبرالیستی همه‌مان را، همه‌‌‌ٔ وجوهِ زندگی‌مان را، حتی سیاست را که امری اساساً مردمی است، به کل دارد می‌بلعد.

  
نویسنده : بهرنگ صدیقی ; ساعت ٤:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۳/۱۱

بازی بزرگان ادامه دارد

ماجرای انتخابات ادامه دارد. چیزی تغییر نکرده است. بازی با همان قواعدی که شروع شده در جریان است. آنانی که تن به این بازی داده اند حتما می دانند که حالا دیگر پا پس کشیدن از آن جز سردرگمی و دامن زدن به شک و شبهه نسبت به تحلیل ها و بی اعتمادی نیروهای اجتماعی پیامد دیگری ندارد. آشکار است که هر اتفاقی هم در ماجرای انتخابات افتاده یا بیفتد تحلیل های به دست داده شده همچنان می توانند مبنای تصمیم گیری ها و جهت گیری هایی بمانند که تاکنون اتخاذ شده است، مگر آن که در ادامه قائلان به این تحلیل ها بنیادشان را بر باد بینند. به هر رو، حراست از نیروهای اجتماعی مستلزم تداوم اهداف و ابزاری است که تاکنون طراحی و اتخاذ شده و لابد فکر شده بوده اند، و اگر نبوده اند چه حیف!

ادامه مطلب   
نویسنده : بهرنگ صدیقی ; ساعت ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۳/۳
تگ ها : انتخابات