از اوجالان تا بوکچین یا قصه‌ی کوبانی از کجا آغاز شد؟

این یادداشت را برای سایت میدان نوشتم که چون طولانی بود در دو قسمت به آدرس‌های زیر منتشر شد:

۱. از اوجالان تا بوکچین یا قصه‌ی کوبانی از کجا آغاز شد؟

۲. حیات فکری اوجالان

  
نویسنده : بهرنگ صدیقی ; ساعت ۱٠:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۸/٢٤

بچه‌پول‌دارها زُل زده‌اند به ما*

این روزها بچه‌پول‌دارها با عکس‌هایی که از خودشان منتشر کرده‌اند در مرکز توجه‌اند و بحث‌های داغی در جامعه به راه انداخته‌اند. البته کم نبودند دانشگاهیان و اکتیویست‌هایی که سال‌های سال فریاد زدند و از توزیع نابرابر ثروت در ایران گفتند، اما دریغ از گوشی شنوا. گویا لازم بود خودِ این بالانشین‌ها پا پیش بگذارند و رسماً خودشان را معرفی کنند و نمایش دهند تا حواس‌ها جمع شود. حالا دیگر وجود شکاف طبقاتی نه قابل انکار است نه نادیدنی. این عکس‌ها را که می‌بینی به کل خواب از سرت می‌پرد، حتا اگر خودت را به‌ خواب زده باشی. حالا دیگر دشوار نیست فهم این‌که در این مملکت، و البته در دنیا، اِشکال نه در کمبود منابع و تولید ثروت که در توزیع آن‌ها است. حالا دیگر بچه‌پول‌دارها جلوی چشممان‌اند و ماشین‌ها و ساعت‌ها و ویلاها و استخرهایشان را صادقانه! در چشم‌مان فرو می‌کنند. حالا وقت خوبی است که روشن‌تر وراندازشان کنیم و برای این‌کار لازم است به‌اجمال به تولید و توزیع ثروت بپردازیم. البته که در مجال کوتاهِ یک‌چنین یادداشتی امکان طول و تفصیل مطلب نیست و جاهایی به‌ناگزیر دقتِ بحث فدای طرح ایده‌ای کلی در این باب می‌شود.  

ادامه مطلب   
نویسنده : بهرنگ صدیقی ; ساعت ۸:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۸/٥
تگ ها :

سیاست، علم و دین

به جای آن‌که تاریخ مدرن را بنابر تاریخ‌نگاری معمول، بر اساس میدان‌داریِ علم بخوانیم و مرجعیتی که یافت می‌توانیم آن را بر اساس میدان‌داریِ دولت بخوانیم. این دولت بود که با به تصرف درآوردن سیاست، زندگی جمعی را در اختیار خود گرفت. در این مسیر دولت قلمروی مجزا از دیگر قلمروها یافت و دیگر گفتمان‌ها را از میدان خود به‌در کرد. گفتمان سیاست تحت سلطه نهاد دولت هم دین را پس زد (جدایی دین از دولت در لائیسیته) هم علم را کنار گذاشت (جدایی دانش از ارزش در پوزیتیویسم). استراتژی گفتمانی در خصوص هر دو هم یکسان بود: دو قلمرو دین و علم والاتر از آن‌اند که دامنش‌شان به سیاست آلوده شود. هر پیوندی هم که در این دوران بین دولت با دین یا علم برقرار شده روایتی دولتی از این‌ها بیرون زده: دین دولتی و علم دولتی (بخوانید علم معطوف به سیاست‌گذاری). با این وصف، دین یا باید در عرصه خصوصی بماند (و بنابراین از حوزه عمومی دوربماند) یا در قالب گفتمان دولت تعریف شود. علم هم همین‌طور. یا باید دانشگاهی باشد و محصور در چهارچوب دانشگاه و بی‌توجه به جریان‌های اجتماعی و حوزه عمومی، یا به دولت خدمت کند. با این وصف، اگر به‌جای سیاست دولتی سیاست مردمی بنشیند، یا دست‌کم اگر دریابیم که سیاست محدود به قلمرو دولت نیست، شاید نیاز به دین مردمی و علم مردمی هم آشکارتر شود.

  
نویسنده : بهرنگ صدیقی ; ساعت ۸:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۸/٢
تگ ها : سیاست مردمی