هنر، دروغ، و سیاست مردمی

کرد و کار هنرْ روایت‌گری و بنابراین دروغ‌گویی است. دروغ‌گوترین هنرها هنرهایی‌اند که ادعای واقع‌گویی دارند و شاید سرآمدشان در این روز و روزگار سینمای مستند باشد. اساساً روایت، هر فرمی بگیرد، دروغ می‌گوید چون یک روایت را از میان بی‌شماران برمی‌گزیند.

کرد و کار نقد هنرْ روایتی است برای برملا کردنِ دروغ‌ِ روایتِ هنر و بنابراین خودش هم دروغ است. نقد هنری، به ویژه از نوع برون‌هنری نظیر نقد روان‌شناختی یا جامعه‌شناختی، روایتی است از ریشه‌های یک اثر هنری یا آب‌هایی که به آسیاب‌هایی می‌ریزد. این‌ها هم دروغ‌اند. اساساً هر روایتی دروغ است.

تفاوت این دروغ‌ها در مردمانی است که هر یک آب به آسیاب‌شان می‌ریزند و همین است که می‌تواند هنری را رهایی‌بخش بکند یا نکند.

 

  
نویسنده : بهرنگ صدیقی ; ساعت ۸:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٢/٢٧
تگ ها : سیاست مردمی ، هنر ، نقد

بی‌بی‌سی و جانوری به نام دیوید کامرون

می‌گویند تبلیغات هم علمی است برای خودش و این سال‌ها پیشرفت‌هایی داشته شگرف. اگر راست باشد باید علم تبلیغات را از معدود علوم ناب دانست که امروزِ روز همچنان باقی است. مگر نه‌این‌که همچنان همان شیوه‌های تبیلغاتیِ عهد عتیقی هستند و کار می‌کنند؟ دیگر چه نیازی هست به شیوه‌های نوتر؟ همچنان کافی است مغز مخاطب‌ات را بجوی با تکرار یک اسم و عنوان و به‌جای ۱۰۰۰ تومان قیمت بزنی ۹۹۹ تومان تا جنس‌ات را آب کنی. از من می‌شنوید بیش از این‌ها برای تبلیغات‌تان خرج نکنید و فسفر نسوزانید که از جیب‌تان رفته است.
یکی دیگر از همین شیوه‌های تبلیغاتیِ عهد عتیقی همانی است که برنامه پرگار در بی‌بی‌سی فارسی هم به‌کار می‌گیرد: چهار نفر را می‌آورد به اسم مناظره بر سر نسبت سوسیالیسم و دموکراسی- یکی‌شان خود را هوادار سوسیالیسم معرفی می‌کند و سه‌دیگر به‌اسم هوادار لیبرال دموکراسی‌اند و به‌رسم از سینه‌چاکان هارترین شکل نئولیبرالیسم. چندان لازم نیست کار دیگری بکنی تا چماق نئولیبرالیسم را بر سر سوسیالیسم بکوبی، ولی پرگار می‌خواهد بیش از این محکم‌کاری کند. در میان آن سه تن حسن منصور را می‌گذارد که بعید می‌دانم هایک و فریدمن و حتا همین موسی غنی‌نژاد خودمان هم در شیفتگی به بازار آزاد به گَردش برسند. در ضمن آن دو دیگر را هم می‌گذارد برای پامنبری‌اش. و البته نماینده سوسیالیسم هم باید کسی باشد که در عین دفاع از مدل موندراگون فرق بین ارزش اضافی و ارزش افزوده را نمی‌داند و به قدری هم مؤدب است که هِی منتظری چاک دهانش را بکشد و هر نه‌بدتری را نثار جمع کند و نمی‌کند. امان از التزام به اخلاق گفت‌و‌گو آن‌هم در چنین جمعی!
ای کاش هم‌زمانیِ برخی رویدادها اتفاقی باشند، وگرنه جهان به جای ترس‌ناک‌تری از آن‌چه هست و گمان می‌کنیم بدل می‌شود- هم‌زمانیِ همین برنامه پرگار را با پیروزیِ حزب محاطفه‌کار در انتخابات اخیر بریتانیا می‌گویم. بر صدر نشستن جانوری به نام دیوید کامرون برای پنج سال دیگر، آن‌‌هم این‌بار یک‌تنه و آن‌هم‌تر در نظامی که نام دموکراسی را یدک می‌کشد، به‌خودی‌خود خوفناک هست. وای به روزی که کاشف به عمل آید بی‌بی‌سی، آن‌هم از نوع فارسی‌اش، از جمله جاده صاف‌کن‌های قدرت‌گیریِ این جانواران بوده است.

  
نویسنده : بهرنگ صدیقی ; ساعت ۳:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/۱٩
تگ ها : متفرقه