متن، بینامتنیت، و کردار گفتمانی

-نقل‌قول: «به گزارش ایسنا، علی مطهری در پایان جلسه علنی نوبت صبح امروز (شنبه) اظهار کرد: آنچه مجلس در ماده ۳۸ قانون برنامه تصویب کرده بود، ‌سقف پایین‌تری برای حقوق در نظر گرفته بود که شورای نگهبان به استناد بند ۱۰ اصل سوم قانون اساسی به این مصوبه ایراد گرفت. در واقع آنها می‌خواستند بگویند باید دست مدیران باز باشد و نباید کاری کنیم که نخبگان مهاجرت کنند. وی افزود: براساس ایراد شورای نگهبان مجلس این سقف را افزایش داد که آن هم برای موارد خیلی نادر و خاص است و این شکلی که در برخی رسانه‌ها مطرح شد، منصفانه نبود.»

#بند ۱۰ از اصل سوم قانون اساسی: ««دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است برای نیل به اهداف مذکور در اصل دوم، همه امکانات خود را برای امور زیر بکار برد:...۱۰- ایجاد نظام اداری صحیح و حذف تشکیلات غیر ضرور»

##اصل‏ دوم قانون اساسی:«جمهور اسلامی‏، نظامی‏ است‏ بر پایه‏ ایمان‏ به‏:
1- خدای‏ یکتا ( لااله‏ الاالله‏ ) و اختصاص‏ حاکمیت‏ و تشریع به‏ او و لزوم‏
تسلیم‏ در برابر امر او.
2 - وحی‏ الهی‏ و نقش‏ بنیادی‏ آن‏ در بیان‏ قوانین‏.
3 - معاد و نقش‏ سازنده‏ آن‏ در سیر تکاملی‏ انسان‏ به‏ سوی‏ خدا.
4 - عدل‏ خدا در خلقت‏ و تشریع.
5 - امامت‏ و رهبری‏ مستمر و نقش‏ اساسی‏ آن‏ در تداوم‏ انقلاب‏ اسلام‏.
6 - کرامت‏ و ارزش‏ والای‏ انسان‏ و آزادی‏ توام‏ با مسئولیت‏ او در برابر خدا،
که‏ از راه‏ : الف‏ - اجتهاد مستمر فقهای‏ جامع الشرایط بر اساس‏ کتاب‏ و سنت‏
معصومین‏ سلام‏ الله‏ علیهم‏ اجمعین‏، ب‏ - استفاده‏ از علوم‏ و فنون‏ و تجارب‏
پیشرفته‏ بشری‏ و تلاش‏ در پیشبرد آنها، ج‏ - نفی‏ هر گونه‏ ستمگری‏ و ستم‏ کشی‏ و
سلطه‏ گری‏ و سلطه‏ پذیری‏، قسط و عدل‏ و استقلال‏ سیاسی‏ و اقتصادی‏ و اجتماعی‏ و
فرهنگی‏ و همبستگی‏ ملی‏ را تأمین‏ می‏ کند.»

  
نویسنده : بهرنگ صدیقی ; ساعت ٦:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱٢/۱٥

جذابیت

-روایت کانتی از زیبایی: جذابیت یعنی کثافت

#روایت مردمی از زیبایی: جذابیت یعنی کثافت؟ نْچْ!

  
نویسنده : بهرنگ صدیقی ; ساعت ٧:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/۱٢/۱۳

شکل جامعه‌شناسی

کاش یکی به ما بگوید این شکل‌وشمایل غریبی که پژوهش‌ها و مقالات جامعه‌شناسی در این سال‌ها پیدا کرده‌اند، الگویش از کجا آمده. کی این فرم رو اختراع کرده؟ کِی اختراع شده؟ طی چه فرایندی این‌طور غالب شده؟ اصلاً چرا آخه؟ به‌ چه‌کاری میاید؟ پیامدهایش چیست؟ چه فرمی به شناخت ما داده؟ من پاسخ این پرسش‌ها رو نمی‌دانم، و نمی‌دانم چرا آکادمی جامعه‌شناسی که سال‌هاست اسیر این فرم شده، هیچ‌وقت رسماً با آن سرشاخ نشده؛ شاید هم شده و من بی‌خبرم البته. و یک نکته دیگر: اینکه در حد خوانده‌هایم اثر جامعه‌شناختی‌ای را نمی‌شناسم که همچین فرمی داشته باشد؛ البته اثری که شایستهٔ این لقب باشد.

کاش یکی این مخترع بی‌نام‌ونشان را معرفی کند.  

  
نویسنده : بهرنگ صدیقی ; ساعت ٢:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/۱٢/۱٢

دموکراسی پارلمانی: عناصر غیرقراردادی در وکالت سیاسی

گوش کن، گوش کن. بوردیو سخن می‌‌گوید:*

...به‌قول دورکم، همهٔ عناصر قرارداد وکالت سیاسی قراردادی نیستند. از این رو آنان (موکلان) به‌صورت اکیدتر و قوی‌تر دچار تناقض میان برنامهٔ اعلام‌شده توسط سخنگو (وکیل) و برنامهٔ تلویحی دیگری می‌شوند که ریختار سخنگو فاش می‌کند؛ مخصوصاً از آن‌جایی که به‌دلیل شرایط پنهان دسترسی به صلاحیت سیاسی (به‌ویژه تحصیلات)، صاحبان انحصار تولید یا حتا بازتولید این برنامهٔ آشکار، خود محصول شرایط اجتماعی تولیدی (که در نشانه‌های مرئی ریختار آنها قابل مشاهده است) هستند که احتمالاً با شرایط اجتماعی موکلان آنان تفاوت دارد. درمقابل، کسانی که هدفی جز حفظ وضع موجود ندارند، می‌توانند خود را از این تلاش و تقلای شفاف‌سازی اصول‌شان معاف کنند و نیروی خود را روی ارائهٔ ضمانت‌های برنامهٔ درونی‌شدهٔ حفاظت و پاسداری، که به هیبت شخص خودشان و، تشخص و برازندگی و فرهنگ و همچنین امتیازهای آن (القاب اشرافی، مدارک تحصیلی و غیره) درآمده است، متمرکز سازند. سلوک بدنی، طرز بیان و تلفظ آنها به‌صورت خودجوش با کلام‌شان هم‌خوانی دارد: هم‌آهنگیِ مستقیم و بی‌واسطه، کامل و طبیعی میان گفتار و سخنگو.

* بوردیو، پی‌یر (۱۳۹۰). تمایز. ترجمهٔ حسن چاوشیان. تهران: ثالث. ص ۵۸۳

  
نویسنده : بهرنگ صدیقی ; ساعت ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱٢/۱٠

جامعه‌شناسی مردم‌مدار، رادیکال‌ترین شکل سیاست

بارو نمی‌کنی؟ به بوردیو گوش کن:*

شاید رادیکال‌ترین رویکرد به مسئلهٔ سیاست این باشد که پرسشی را که مارکس و انگلس [در ایدئولوژی آلمانی] در مورد هنر طرح کرده‌اند، در مورد سیاست مطرح کنیم. آنها پس از تحلیلِ متمرکز بودن ظرفیت و توان تولید هنری در دستان افراد کم‌شمار و همراه با آن (یا حتا در نیتجهٔ آن) بی‌بهرگیِ توده‌ها، جامعه‌ای (کمونیستی) را به تصویر می‌کشند که در آن «نقاش وجود ندارد، اما هستند کسانی که در کنار کارهای دیگر نقاشی می‌کنند» و در آن، به‌یمن رشد و توسعهٔ نیروهای مولد، و کاهش عمومی ساعات کار (به‌واسطهٔ توزیع برابر و کاهش سراسریِ تولید) «همگان اوقات آزاد کافی برای پرداختن به امور کلیِ جامعه- چه نظری و چه عملی- خواهند داشت.» «سیاستمدار وجود ندارد اما هستند کسانی که در کنار فعالیت‌های دیگر به سیاست می‌پردازند.»

*بوردیو، پی‌یر (۱۳۹۰). تمایز. ترجمهٔ حسن چاوشیان. تهران: ثالث. ص ۵۴۷

  
نویسنده : بهرنگ صدیقی ; ساعت ۱۱:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱٢/۱٠