چهار مکتوب

به نظر شما چهار کتاب از تاثیرگذارترین کتاب های ایرانی در زمینه اندیشه سیاسی جدید یا کتاب هایی در این حوزه که باید خوانده شوند کدامند؟ این پرسشی بود که نشریه اندیشه پویا مدتی پیش در یک نظرسنجی پرسیده بود و بعد هم پاسخ ها را جمع بندی و، به نظرم، در شماره ششم این نشریه منتشر کرد. متن کوتاهی که در زیر می آید پاسخی است که به این پرسش داده بودم. چه خوب می شد اگر شما هم دست به کار می شدید و این سیاهه را کامل می کردید.

این را هم بگویم که این روزها که احوالاتم با نوشتنِ متن جدید برای وبلاگ جور نیست فکر کردم دست در خرجین کنم و متن های قدیمی تر را اینجا بگذارم، مبادا کسی (خودم) تصور کند (کنم) دیگر نیستم!

و اما متن:

پرسش تان بسیار پرسش دشواری است و مستلزم کلنجار رفتن های بسیار. البته در مجموع انتخاب و قضاوت به نظرم دشوارترین کارهای بشری است که من یکی تا جایی که بتوانم از آن ها فرار می کنم. به واقع، این کار را نه به درستی بلدم و نه به خط کش ها مسلطم. گرچه، حالا که فکر می کنم می بینم چه پرسش خوبی طرح کردید. به واقع با این کلنجاری که مجبور شدم بروم بیش از پیش مطمئن شدم که اگر اشکالی در حیطه تفکر در این دیار بوده این اشکال را نه در فرایند تولید اندیشه که بیشتر در فرایند عرضه آن باید جست.

به همین علت است که به نظرم کتاب های بسیاری هستند که سخت می توان از آن ها صرف نظر کرد؛ بعضی شان را که می شناسم اینهایند: مکتوبات (آخوندزاده)، سه مکتوب (میرزا آقاخان کرمانی)، تاریخ بیداری ایرانیان (ناظم الاسلام کرمانی)، حیات یحیی (یحیی دولت آبادی)، تاریخ مشروطه (کسروی)، خاطرات حاج سیاح، تسخیر تمدن فرنگی (شادمان)، فکر دموکراسی اجتماعی در نهضت مشروطیت (آدمیت)، افکار اجتماعی و سیاسی و اقتصادی در آثار منتشر نشده دوران قاجار (آدمیت و ناطق)، اندیشه ترقی (آدمیت)، فکر آزادی (آدمیت)، دیباچه ای بر جامعه شناسی سیاسی ایران (بشیریه)، دیباچه ای بر نظریه انحطاط ایران (طباطبایی)، طبقه و سیاست و ایدئولوژی در انقلاب (منصور معدل)، و جنبش حقوق زنان در ایران (ساناساریان). چنان که گفتم این ها در حد و حدود شناخت من است و البته که این سیاهه را می توان بسیار بیش از این ها ادامه داد و چه دشوار می توان از کتاب موانع تاریخی رشد سرمایه داری در ایران (احمد اشرف) و کتاب ایران در راهیابی فرهنگی (هما ناطق) صرف نظر کرد. یا از چرند و پرند دهخدا نامی نبرد تا حال و هوایمان را عوض کند و طوری دیگر دیدن و گفتن را نشان مان دهد.

نکته دیگری هم البته در این میان هست و آن این که پرسش تان دو پهلو است. به واقع، درست نفهمیدم منظورتان کتاب هایی است که دوست تر دارم یا کتاب هایی است که خواندن شان را لازم می دانم. این دو سیاهه لزوماً بر هم منطبق نیستند و آن چه در بالا آوردم ملغمه ای از هر دو است با کلی کم و کسری.

آسمان و ریسمان نبافم! گویا از انتخاب و قضاوت گریزی نیست. عنوان چهار کتاب در اندیشه سیاسی از نویسندگان ایرانی را خواسته اید؛ فقط چهار کتاب. به احترام پرسش تان و برای خالی نبودن عریضه عرض می کنم که چهار کتابی که دوست شان دارم و نگاه شان را و شیوه مواجهه شان را با امر اجتماعی (شما بخوانید اندیشه سیاسی!) کارساز می دانم اینهایند: حکایت دختران قوچان (افسانه نجم آبادی)، تجدد بومی و بازاندیشی تاریخ (محمد توکلی طرقی)، اقتصاد سیاسی ایران (محمدعلی همایون کاتوزیان)، و سیاست های خیابانی (آصف بیات).   

  
نویسنده : بهرنگ صدیقی ; ساعت ۱٢:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٧/۱٤