بی‌اجازه!

آدم تکلیف‌اش رو نمی‌فهمه با این روزنامه‌ها و نشریات در این مملکت. ازت مطلب می‌خواهند با اصرار، می‌نویسی بی‌‌طلبِ جیره و مواجب برایشان می‌فرستی، نه خبری می‌دهند که منتشر شد، نشد، چی شد و خلاصه هیچ! بعد از مدتی که اتفاقی می‌فهمی منتشر شده می‌بینی به شلخته‌ترین شکلِ ممکن تغییرش داده‌اند و اجازه که نگرفته‌اند هیچ، یه خورده عقل‌شان را هم به‌کار نینداخته‌اند که جوری تغییر دهند که معلوم نشه. خلاصه حوصله‌ات را سر می‌بردند.

القصه، متنی خواسته بود روزنامه شرق برای سالنامۀ سال 92 درباره «مهم‌ترین تأثیراتِ اجتماعیِ پیروزیِ دولتِ تدبیر و امید». گفتم فرصت نمی‌کنم، گفت می‌خواهند نظرسنجی کنند در این مورد از چند نفری و فعلاً چکیدۀ نظر را می‌خواهند و بعدتر متن کامل‌تر آن را. خلاصه، متن کوتاهی نوشتم و فرستادم. تازگی و اتفاقی متوجه شدم منتشر شده (اینجا). خواندمش، دیدم نمی‌فهمم‌اش! پیشِ خودم گفتم چه مزخرفی نوشته‌ام!  جملۀ آخرش به کل بی‌معنا به نظر می‌رسید. طاقت نیاوردم. کمی در ایمیل‌هایم گشتم و متنی را که برای روزنامه فرستاده بودم یافتم: جملۀ مانده به آخر را حذف کرده بودند. به همین راحتی! این بود که جملۀ آخر بی‌معنا شده بود. نکرده بودند جملۀ آخر را هم دستکاری کنند که دست‌کم لو نرود.

متنی را که فرستاده بودم این‌جا منتشر می‌کنم، بلکه دلِ خودم کمی خنک شود. 


مهم‌ترین تاثیراتِ اجتماعیِ پیروزیِ دولتِ تدبیر و امید

در مجموع، مهم‌ترین تأثیرِ اجتماعیِ پیروزیِ «دولتِ تدبیر و امید» را تغییر در رابطۀ ملت- دولت در ایران می‌دانم. جهت‌گیریِ کلیِ این دولت را باید تبدیلِ رابطۀ دولت با جامعه به رابطه‌ای فنی دانست. از جمله لوازمِ این امر عبارت است از تکنوکراسی و بهره‌گیریِ متخصصانه از علومِ انسانی/ اجتماعی برای سیاست‌گذاری، توجیهِ سیاست‌ها، و اجرای آن‌ها. به این ترتیب رابطۀ این علوم هرچه بیش‌تر با بدنۀ اجتماعی قطع خواهد شد و بنابراین امکانِ این‌که فعالانِ این علوم به منزلۀ روشنفکرانِ حوزۀ عمومی ایفای نقش کنند و  جامعه را سیاسی نگه دارند، منتفی خواهد شد. از جمله دیگر لوازمِ این سیاست‌زدایی از جامعه عبارت است از خاطره‌زدایی از انقلاب و دستکاریِ این خاطرات که نشانه‌های آن را می‌توان در حالِ حاضر نیز در اقدامات و سخنانِ مسئولان یافت. سخنرانی‌های اخیرِ رئیس جمهور، آقای روحانی، گویای تلاشِ این دولت است برای جذبِ بدنۀ روشنفکری و فعالانِ جامعۀ مدنی به راهبردهای متخصصانه و بوروکراتیکِ دولتی. اگر چنین تلاشی نتیجه‌بخش باشد شاهدِ غیرسیاسی شدنِ جامعۀ مدنی و بنابراین انفعالِ سیاسیِ جامعه خواهیم بود، وگرنه شکافِ ملت- دولت تعمیق شده و می‌تواند به شکافی فعال بدل شود. البته این‌که کدام‌یک از این دو نتیجه حاصل آید، علاوه بر اقداماتِ دولت، به موضع‌گیری جامعۀ مدنی در قبالِ دولت نیز بستگی خواهد داشت.

  
نویسنده : بهرنگ صدیقی ; ساعت ٤:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۳/۱٤
تگ ها : دولت ، ملت