نذرِ کتاب و شله‌زرد، و جامعه‌شناسی مردم‌مدار

این متن را سال گذشته برای گروه جامعه‌شناسی مردم‌مدار انجمن جامعه‌شناسی ایران نوشتم که قصد داشت درخصوص پروژه نذر کتاب نشستی برگزار کند. خواسته بودند نظرم را درباره برگزاری این نشست بگویم که گفتم مخالفم، به این دلایل که می‌خوانید:

فعالیت در حیطۀ جامعه­‌شناسی مردم­‌مدار را در این مقطع باید به دو بخش تقسیم کرد: فعالیت­‌های توصیفی و فعالیت­‌های تجویزی. منظور از فعالیت­‌های توصیفی تشریح و توضیح دربارۀ کتاب­‌ها، ایده­‌ها، و اقداماتی است که به نظر می­‌رسد با ایدۀ جامعه­‌شناسی مردم‌­مدار، یا با وجوهی از آن همسویی دارند. اما، فعالیت­‌های تجویزی اقدام برای پیاده­‌سازیِ ایدۀ جامعه­‌شناسی مردم­‌مدار است، در قالبِ اجرای پروژه، پیوستن به یک گروه اجتماعیِ هدف، و تبدیلِ یک گروهِ اجتماعیِ بالقوه به بالفعل. از آن­جا که معتقدم جامعه­‌شناسیِ ایران هنوز چندان توان و قابلیتی برای آغازِ فعالیت­‌های تجویزی در جامعه­‌شناسی مردم­‌مدار ندارد، فعالیت­‌های توصیفی را برای آن بسیار حیاتی می­‌دانم. به این دلیل و همچنین چون پروژۀ نذرِ کتاب، که موردِ بحثِ این نوشتار است، ذیلِ جامعه­‌شناسی مردم­‌مدارِِ توصیفی می­‌گنجد ادامه بحثم را به همین حیطه متمرکز می­‌کنم.

 

چنان که گفتم جامعه‌­شناسی مردم­‌مدارِ توصیفی در اکنونِ جامعه­‌شناسی و جامعه‌شناسی مردم‌مدارِ ما اهمیتِ بسیاری دارد. از این راه است که ردپای جامعه­‌شناسی مردم­‌مدار شناسایی می­‌شود و با کشفِ این ردپاست که می­‌توان به جامعه­‌شناسی مردم­‌مدار در ایران هویت داد (عیناً همچون کسی که با اتصال به تبارش و به دیگر افرادِ شبیه به خودش هویت می­‌یابد). بدون شناساییِ این ردپا، جامعه­‌شناسی مردم­‌مدار پا- در- هواست، پیشینه ندارد، به قوم و قبیله­‌ای وصل نیست، و موجودِ پا- در- هوا را هم که باد هر کجا بخواهد می­‌برد. در این مرحله، بگوییم مرحلۀ تثبیت، به کمکِ جامعه­‌شناسی مردم­‌مدارِ توصیفی جای پای این ایده محکم می­‌شود. بعد از این است که می­‌تواند ریشه بدواند، زاد و ولد کند، فضایی را تسخیر کند، تولید کند، و خلاصه بسط و گسترش یابد. البته، جامعه­‌شناسی مردم­‌مدار با فعالیت­‌های توصیفی نه فقط هویت می­‌گیرد، که هویت هم می­‌دهد. فعالیت­‌های توصیفی کسانی را به زیرِ چترِ جامعه‌شناسی­ مردم­‌مدار فرامی­‌خواند که شاید تاکنون اسمی از جامعه­‌شناسی هم نشنیده باشند؛ نوعِ مردم­‌مدارش که بماند! از این راه، نشانی به سینه­‌شان زده می­‌شود و وجهی بر وجوهِ هویتی­‌شان افزوده می­‌شود. همۀ این‌ها را گفتم که بگویم فعالیت­‌های توصیفی باید با وسواس صورت گیرند تا مبادا نه نشانی نابجا به سینۀ کسی نه نابجا به سینۀ کسی این نشان را سنجاق کند. وگرنه، در همین آغازِ راه، هم این نشان از اعتبار می­‌افتد هم هویت­‌اش مخدوش می­‌شود.

با این وصف می­‌توان پرسید، ایدۀ نذرِ کتاب چه نسبتی با جامعه‌شناسی مردم‌مدار دارد؟ آیا اساساً ایدۀ نذر را می­‌توان ذیلِ جامعه­‌شناسی مردم­‌مدار آورد؟ ایدۀ نذر به­‌ظاهر برای توزیعِ عادلانۀ ثروت پاگرفته است، اما باید عرض کنم این ایده در عمل نه فقط به این هدف نمی­‌رسد که به بازتولید نظامِ ناعادلانۀ موجود کمک می­‌کند. اساساً ایدۀ نذر، بر خلافِ ظاهرش، هیچ کمکی به بهبودِ وضعیتِ گروه­‌های حاشیه­‌ای نمی‌کند، که از مهم­ترین محورهای جامعه­‌شناسی مردم‌مدار است.  

اگر نذر را بتوان ذیلِ جامعه­‌شناسی مردم­‌مدار گنجاند، هر موسسۀ خیریۀ کوچک و بزرگی می­تواند ذیلِ این حیطه بگنجد؛ از مسجدِ محله گرفته که وامِ قرض­‌الحسنه می­‌دهد برای ازدواج و خریدِ خودرو تا ادارۀ اوقاف و کمیتۀ امداد و حتی موسسۀ معظمِ راکفلر! جالب است که این ایده، دست­‌کم به شکلِ امروزین­‌اش، ربطِ چندانی به باورهای دینی و اسلام و مسلمین هم ندارد و ردّش را که بگیری به سکولارترین نظام­‌های اجتماعی هم می‌رسی و می­بینی چه­‌ها که نمی­‌کنند برای در بوق کردن­‌اش و چه اجرهای اخروی و دنیویِ رنگارنگی که برایش ردیف نمی­‌کنند، خیلی بیش از آن­چه در عالم اسلام معمول است.

اما این­‌جا با نذرِ محصولی فرهنگی سر و کار داریم: کتاب. سوق دادنِ نذر و نذوراتِ جماعت به سمتِ کتاب البته ایدۀ شایانِ توجهی بوده، اما این تغییری در اصلِ بحث ایجاد نمی­‌کند. اگر ایدۀ نذرِ کتاب را، که گویا قرار است به رشدِ دانشِ افرادِ محروم از آن کمک کند، ذیلِ جامعه­‌شناسی مردم­‌مدار قرار دهیم پس آقای قرائتی را باید مردم­‌مدارترین جامعه­‌شناسِ جهان بدانیم که با نهضتِ سوادآموزی­‌اش این­‌همه آدم را در این مملکت سواددار کرده است! خوب است دعوت­‌اش کنید در جلسۀ گروه برای سخنرانی! فراموش نشود که مشکلِ گروه­‌های حاشیه­‌ای در عدمِ «برخورداری­‌شان» نیست، در عدمِ امکان‌شان در «تولید» است و این جز با بلند کردنِ صدای آنان در جامعه میسر نمی­‌شود. اگر هم قرار است سراغِ این دست فعالیت­‌ها برویم و نشانِ جامعه‌شناسی مردم‌مدار را به آنان اعطا کنیم این یکی از معیارهای لازمی است که باید در نظر داشته باشیم؛ عرض کردم معیاری لازم نه کافی.

اگر فکر کنیم با نذرِ کتاب دردی از گروه­‌های حاشیه­‌ای درمان می­‌شود خوش­‌خیالیم. مگر نه این­‌که فعال‌کردنِ گروه­‌های حاشیه­‌ای و ایجادِ امکانِ سخن گفتنِ آنان از اهدافِ جامعه‌شناسی مردم‌مدار است. به واقع، ایدۀ نذرِ کتاب چگونه ما را به این اهداف نزدیک می­‌کند؟ این کار، در خوشبینانه­‌ترین شکل­‌اش، به تثبیتِ ذهنیتِ گروه­‌های فرادست بر فرودست می­‌انجامد. با این وصف، کارِ جامعه­‌شناسی مردم­‌مدار توزیعِ کتابِ نذری بین فرودستان نیست، بلکه باید به آنان کمک کند در مسیری قرار گیرند تا به تولیدِ کتاب­‌های خودشان بپردازند—همان چیزی که ادبیاتِ اقلیت می­‌خوانند؛ تجربه­‌اش را دکتر زندرضوی با بچه­‌های زلزله­‌زدۀ بم داشته است و در آن ویرانه کودکان را جمع کرده به تولید نشریۀ خودشان که دیدنی است و آموزنده. پروژه نذرِ کتاب هیچ کمکی که به این فرایند نمی­‌کند هیچ، موانعی هم بر سرِ راهِ آن ایجاد می­‌کند. به جای این­‌همه پُرچانگی، کافی است نظرتان را جلب کنم به بخش­‌هایی از گزارشی دربارۀ طرحی مشابه، موسوم به نذرِ فرهنگیِ کتاب (که به واقع نمی­دانم ربطی به طرحِ مورد نظرِ گروهِ جامعه­‌شناسی مردم­‌مدار دارد یا نه، اما این چندان هم در بحثِ ما مهم نیست). این گزارش، گرچه جاهایی به فکاهه نزدیک می­‌شود، به خوبی می­‌گوید که آن­چه در پسِ این ایدۀ نذرِ کتاب نهفته است چیست:

 ««در نذرِ فرهنگیِ کتاب که توسطِ انتشاراتِ هزارۀ ققنوس برگزار می‌شود، قرار است 70عنوان کتاب با موضوعِ مرتبط با ایامِ محرم و صفر توزیع شود... مجریانِ این طرح با شعارِ «محرمِ امسال کتابِ نذری بدهیم» برگزاری آن را توجهِ بیش­تر به غذای روح در ایامِ محرم عنوان کرده‌اند. به گفتۀ برگزارکنندگان، این اقدام به‌منظورِ اطلاع‌رسانیِ دقیق از چراییِ قیامِ امام حسین(ع) بر‌مبنای آثارِ متقن و مستند انجام می‌شود. کارشناسانِ حوزۀ نشر بر این باورند، حالا که مدتی است کتاب از سبدِ کالای فرهنگیِ ما ایرانی‌ها (البته به‌دلیلِ مشکلاتِ اقتصادی) کنار گذاشته شده است، اجرای این طرح برای پنجمین سالِ پیاپی، علاوه بر تأثیرگذاریِ این فرهنگ بر نهادینه‌شدنِ نذوراتِ فرهنگی، می‌تواند در گسترشِ فرهنگِ کتابخوانی در بینِ مردم نیز مؤثر باشد... در واقع اجرای طرحِ نذرِ کتاب همان سنتِ حسنۀ نذری دادن در ایامِ محرم است اما با رویکردی کاملاً فرهنگی. امسال این طرح با ترکیبِ ایدۀ «بخوان و جابگذار» جذابیتِ بیشتری یافته؛ بدین شکل که افرادِ دریافت‌کنندۀ کتابِ نذری، بعد از مطالعه وظیفه دارند آن را به دیگران اهدا کنند... مدیرِ انتشاراتِ هزارۀ ققنوس با بیان این­که به‌نظر می‌رسد نذورات در سال‌های اخیر بیش­تر معطوف به کالاهای خاصی بوده است، تأکید کرده: با ایجاد و راه‌اندازیِ این طرح در نظر داشتیم تا امسال به جای قیمه و شله­زرد و کلاً غذای جسم، کمی هم به غذای روح بپردازیم و محرم را با معرفتِ بیش­تری به پایان برسانیم. از جمله کتاب‌های عرضه شده در طرحِ نذرِ کتاب می‌توان به «امام‌حسین(ع)) از زبانِ رسولِ خدا (ص)»، «جامعه‌شناسیِ تحریفاتِ عاشورا»، «در رثای نور»، «معراجِ لاله‌ها»، «راهیانِ کربلا»، «گلابِ اشک» و... اشاره کرد.»»[1]

حدس می­‌زنم طرحِ نذرِ کتابی که گروهِ جامعه­‌شناسی مردم­‌مدار قصد دارد برایش نشست برگزار کند شعاری متفاوت با انتشاراتِ هزارۀ ققنوس دارد و کتاب­‌هایی متفاوت با آن را می­‌خواهد توزیع کند. اما مسئله این نیست. هر فهرستی از کتاب­‌ها که خواستید جایگزینِ فهرستِ بالا بکنید. در اصلِ بحث تفاوتی نمی­کند. مسئله آن­جا است که گروهی برای گروهی دیگر تصمیم بگیرد که چه بخواند، چه بخورد، چه بکند، چه بپوشد، کجای جامعه باشد، و ... فکر کنیم و ببینیم طرحی را که به هر نحوی آب به این آسیاب می‌ریزد آیا به واقع خوب است زیر چتر جامعه‌شناسی مردم‌مدار بیاوریم؟

  
نویسنده : بهرنگ صدیقی ; ساعت ۱:٤۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳٠ مهر ۱۳٩۳