... گویا از این پرسش گریزی نیست: جامعه شناسی مردم مدار چیست؟

جامعه‌شناسی مردم‌مدار چیست؟ واقعیت این است که این پرسش اساساً پرسشِ روایی نیست. چیزی به نامِ جامعه‌شناسی مردم‌مدار وجود ندارد که برویم سر وقت‌اش و کشف‌اش کنیم. جامعه‌شناسی مردم‌مدار همان کاری است که جامعه‌شناسان مردم‌مدار می‌کنند. جامعه‌شناسی مردم‌مدار یک نام است، نه چیزی بیش‌تر. این نام دو وجه دارد: جامعه‌شناسی و مردم. هیچ چیزِ دیگری در این نام نیست. اما این‌ها به خودیِ خود چیزی برای گفتن به ما ندارند. به قولِ علما، جامعه‌شناسی‌مردم مدار، جامعه‌شناسی، و مردم دال‌هایی تهی‌اند که مدلول‌هایی شناور دارند. نه جامعه‌شناسی و نه مردم، هیچ کدام، اموری یکه و یکدست نیستند که بشود بپرسیم چیست و بعد هم به پاسخی روشن دست یابیم. به تعدادِ جامعه‌شناسان در این جهان جامعه‌شناسی وجود دارد (برای نمونه، ن.ک. بوراووی، 1387: 191-192) و به اندازۀ نصفِ جمعیتِ جهان مردم (اگر دو نفر را مبنای تشکیلِ یک گروهِ مردمی بدانیم!). این‌ها را در هم ضرب کنید تا ببینید چندتا جامعه‌شناسی مردم‌مدار خواهیم داشت! بنابراین، به تعبیری دیگر می‌توان گفت جامعه‌شناسی مردم‌مدار چیستی ندارد، کیستی دارد. هویتی ذاتی و جهان‌شمول ندارد، کنشگر دارد. پرسش از چیستیِ جامعه‌شناسی مردم‌مدار همیشه پرسش از کسی است. باید از کسی بپرسیم جامعه‌شناسی مردم‌مدار چیست و او هم نظر خودش را خواهد گفت.


اما وقتی گروهی متشکل این نام را برای خود برمی‌گزیند موضوعاتِ دیگری هم قابلِ طرح می‌شوند. در این شرایط تنها چیزی که می‌توان گفت این است که این نام بهانه‌ای می‌شود برای این که گروهی پا بگیرد، با اهداف مشترک، و نشان دهد «جامعه‌شناسی به شکلی دیگر هم ممکن است». جامعه‌شناسی مردم‌مدار همین که اعلامِ حضور کرده این ادعا را هم با خود آورده است. همین که واردِ صحنۀ جامعه‌شناسی شده در نقدِ نگاه و رویکردهای رایج در جامعه‌شناسی بوده است. به قولِ علما، حتماً در تقابل با یک «دیگری» آمده است، وگرنه که چه لزومی به این اسم و عنوانِ تازه بوده است. آن دیگری‌ای که جامعه‌شناسی مردم‌مدار در تقابل با و در نقدِ آن آمده جامعه‌شناسی‌های حرفه‌ای و سیاست‌گذاری بوده است که تاکنون بوده‌اند. به همین علت است که باید جامعه‌شناسی انتقادی را جزء لاینفکِ جامعه‌شناسی مردم مدار بدانیم، نه مکملِ آن آن­طور‌که بوراووی می­گوید.( ن.ک بوراووی 1378: 181)

به همین علت است که جامعه‌شناسیِ مردم‌مدار به گسترۀ جامعه‌شناسی است. هر کاری که در قلمروِ جامعه‌شناسی صورت می‌گیرد در جامعه‌شناسی مردم‌مدار هم موضوعیت دارد. گروهِ جامعه‌شناسی مردم‌مدار از هر گروه و دسته‌ای می‌تواند دعوت کند برای سخنرانی، هر موضوعی را که در جامعه‌شناسی مطرح می شود می‌تواند طرح کند، و هر آن پژوهشی را که جامعه‌شناسان حرفه‌ای و سیاست‌گذار انجام می‌دهند می‌تواند انجام دهد (برای نمونه‌ای از یک پژوهشِ معین که دو پژوهشگرِ متفاوت، یکی با رویکردی سیاست‌گذار و دیگری با رویکردِ مردم‌مدار، انجام داده‌اند ن. ک. Burawoy 2007: 32 ).  همۀ این‌ها فقط یک تبصره دارد و آن رعایتِ همین نگاهِ انتقادی است؛ نگاهی انتقادی که برآمده از موضعِ آن گروهِ مردمی باشد که مدافعِ منافعِ آنیم و فراموش نکنیم که «مردم» جمع و جمعیتی یکدست نیست و هر گروهی در دلِ آن دغدغه­های خود را دارد و باید امکانِ پیگیریِ منافع­اش را داشته باشد (ن.ک. بوراووی، 1387: 174؛ بدیو، 2013). علتِ این­که به‌جای مردم باید از «مردمان» سخن گفت همین است.

همین نقد و تقابل است که به گروهی که ذیلِ پرچمِ جامعه‌شناسی مردم‌مدار فعالیت می‌کند می‌تواند هویت ببخشد؛ گرچه این هویت سیال و خاص باشد نه ثابت و عام. برای این نقد باید نقابِ آرام و مشفق و مهربانِ جامعه‌شناسی حرفه‌ای و سیاست‌گذار را برداشت و به پشتِ آن نگریست. باید مفروضاتی را که در پسِ آن‌ها نهفته آشکار کرد، هم برای خودشان هم برای مردمان. باید ببینیم این مفروضات آب به کدام آسیاب می‌ریزند، یا چه بسا از اساس آسیابی را نچرخانند و به کل آن آب را هدر دهند. باید پرسید: چه کسانی این مفروضات و دستورِکارها و تئوری­ها را در این دو قلمرو تدارک می­بینند؟ این­ها در خدمتِ کدام منافع­اند؟ منافعِ کدام گروه­ها را تأمین می­کنند و کدام گروه­ها را به حاشیه می­رانند؟ و با چه هدفی از جامعه­شناسی بهره می­گیرند؟ (بوراووی، 1387: 176-178). به تعبیری، خشونتِ شناختیِ جامعه‌شناسی‌های حرفه‌ای و سیاست گذار را باید آشکار کرد- خوب است همین جا اشاره کنم که منظور از جامعه‌شناسی حرفه‌ای و سیاست‌گذار فقط آن چه افرادِ صاحبِ مدرکِ جامعه‌شناسی می‌گویند و می‌کنند نیست. منظور همۀ آن ابعادِ شناختی و کرداری است که ذیلِ «گفتمانِ» جامعه‌شناسی می‌گنجد. با این وصف، کاری که مؤسساتِ خیریه انجام می‌دهند، سخنرانیِ فلان روحانی در مسجدِ محل در بابِ فوائدِ ازدواج و صلۀ رحم، مصاحبه با آن روان‌شناس در تلویزیون در بابِ عفاف و حجاب و تأثیری که بر سلامتِ اخلاقی و حفظ کیانِ خانواده دارد، مشاوره‌ای که آن مددکار اجتماعی به مراجعان‌اش می‌دهد و... همه ذیلِ همین گفتمان‌ قرار می‌گیرند.

اما این موضعِ انتقادیِ جامعه‌شناسی مردم‌مدار فقط مشتمل بر بُعدِ شناختیِ نیست؛ بُعدی کرداری هم دارد و آن با پیوستن به مردمانی محقق می‌شود که این خشونت آنان را در عمل متأثر کرده است. جامعه‌شناسی در این شرایط گروه‌های مردمی را متشکل می‌کند، داده‌هایی را که لازم دارند در اختیارشان می‌گذارد، کمک‌شان می‌کند توانمندتر شوند، به گروه­های دیگر بپیوندند و خود را از این خشونت خلاص کنند. عرض می‌کنم خشونتی که در عمل آنان را متأثر کرده است و امیدوارم بهای لازم را به این تأکید بدهید. فراموش نکنیم که گفتمان‌ها در زبان خلاصه نمی‌شوند و به کردار هم پیوند می‌خورند. بنابراین ساخته شدنِ فلان سد در فلان نقطه که روستایی را زیر آب می‌برد و به همراه آن تمامِ دود و دودمانِ مردمانِ آن روستا را به بادِ فنا می‌سپرد فقط خشونتی نیست که در زبانِ سیاست‌بازان و علمِ علما خلاصه شود، بلکه کرداری گفتمانی است که به واقع جایش می‌ماند و می‌سوزد.

البته دیگری‌های جامعه‌ٰشناسی مردم‌مدار فقط جامعه‌‌شناسی‌های حرفه‌ای و سیاست‌گذار نیستند. «دیگری» دیگری هم دارد که از قضا جاهایی تشخیص مرزهایش از جامعه‌شناسی مردم‌مدار دشوار می‌شود و آن‌هم مددکار اجتماعی است. مددکار اجتماعی آتش‌نشان است که تا آتشی برپا می‌شود خاموشش می­کند، آدرسِ عوضی می‌دهد و پیوندِ میانِ گرفتاری‌های شخصی را با مسائلِ عامِ اجتماعی پاره می‌کند، مراجعان‌اش را به حل شدن در همان نظمی فرامی‌خواند که محصولش بیمارانی شبیه به همان مراجعان­اند، ردپای همان خشونت‌های شناختی و کرداری را که گفتم پاک می‌کند. جامعه‌شناسی مردم‌مدار می‌خواهد که چنین نکند. همین است که یکی دیگر از دیگری‌هایش می‌شود مددکاری اجتماعی. و البته این‌ها همه مربوط به مددکاری اجتماعی به شکلِ موجود است. روایتِ مسلط از مددکاری اجتماعی است که چنین می‌کند. مگر نه این‌که مددکاری اجتماعی هم چیزی جز یک نام نیست؟ می‌توان محتوای این نام را تغییر داد و آن را به سمتی برد که، به جای تلاش برای تثبیت وضعِ موجود، مردمان را به تلاش برای ساختنِ جامعه‌ای بهتر سوق دهد. شاید، به جای تقسیم‌کاری که بوراووی از آن سخن می‌گوید، این راه بهتری باشد برای کنار هم قرار گرفتن تمامی فعالان جامعه‌شناسی.

 

منابع

بدیو، آلن (2013). «بیست و چهار نکته در مورد کاربردهای واژۀ مردم». ترجمۀ مارال س. http://praxies.org

بوراووی، مایکل (1387). «دربارۀ جامعه­شناسی مردم­مدار». تلخیص و ترجمۀ نازنین شاهرکنی. مجلۀ جامعه‌شناسی ایران، دورۀ هشتم، شمارۀ 1، بهار 1387، صص 168-201

Burawoy, Michael (2007), “For Public Sociology”, in Public Sociology: Fifteen Eminent Sociologists Debate Politics and the Profession in the Twenty-first Century, eds. D. Clawson et al., Berkeley: University of California Press

  
نویسنده : بهرنگ صدیقی ; ساعت ٥:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٢۳