بوروکراتیزه‌شدن و نقد همه‌

زمانی بود که کسی حق نداشت مدیران دولتی را در رسانهٔ ملی به نقد بکشد. گویی همهٔ مدیران در همهٔ سطوح نیتی جز خدمت نداشتند و صادق بودند. حالا مدتی است همهٔ این خدمت‌گزاران، در همهٔ سطوح، جلوی دوربین تلویزیون ملی‌اند و در حال جواب پس‌دادن. منتقدان هم عموماً نمایندگان مجلس‌اند، یعنی انگار نمایندگان مردم. چه شده یعنی؟ چطور این تغییر رخ داده؟

مدتی پیش، دم‌دم‌های انتخاب ۱۳۸۸، در همین وبلاگ گفته بودم که نظام جمهوری اسلامی دیگر آن نظام جمهوری اسلامی نیست. کلیدواژه‌ای که به‌نظرم به‌خوبی گویای این تغییر است «بصیرت» است. جمهوری اسلامی بصیرت یافته. یکی از دا‌ل‌هایی که با این بصیرت در پیوند است بوروکراتیزاسیون است. مگر نه‌این‌که از مؤلفه‌های بوروکراتیزه‌شدن یک نظام غیرفردی‌شدن آن است. وبر گفته. همین غیرفردی‌شدن است که اجازه می‌‌دهد هر فردی را، هر فردی را در یک نظام پای میز محاکمه بکشی. نظامی این‌چنینی دیگر نگران افرادش نیست. هر فردی را در این نظام می‌توان جایگزین کرد بی‌آن‌که خدشه‌ای به نظام وارد شود. چه اعتماد به نفسی واقعاً! کاذب نباشد مبادا. 

این‌که صحنهٔ محاکمهٔ مدیران را هم چنان بچینی که گویی مردم دادخواه‌اند هم که چه بهتر. همه‌چیز جور است. جور است برای توهم آزادی. و توهم اصلاح. و توهم است این‌ها همه. چیزی تغییر نمی‌کند جز مدیران دولت. دولت، نظام، با بصیرت به‌راه خودش ادامه خواهد داد با این وصف. دولت هم که چه پیوندی خورده در این روزگار با بازار. همه‌جای دنیا اوضاع همین است. همه‌جا.

  
نویسنده : بهرنگ صدیقی ; ساعت ۸:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٩/۱۳
تگ ها : دولت