حجاب، امر شخصی، امر سیاسی*

قیل و قال ها حول ممنوعیت حجاب و برقع این روزها هر از گاهی در دنیا خبرساز می شود. آخرینش ترکیه بوده و داستان دانشجویان محجبه. جالب است که تصمیم گیری درباره این مسئله در ترکیه بین نهادهای مدنی/دینی و حکومتی پاس کاری می شود (ر.ک. مشکل حجاب در ترکیه)(1). به نظرم هم ورود دولت­ها به این حوزه حکایت از سیاسی شدن امر شخصی می­کند و هم مقاومت مخالفان آن. شعار فمینیستی "امر شخصی امر سیاسی است" اگر چه برای مقابله با تبعیض و ستم­هایی چون خشونت خانگی علیه زنان طرح شد، حال به رغم میل بسیاری از هوادارن­اش به مجوزی برای دولت­ها بدل شده تا برای نوع پوشش و آرایش مردم تعیین تکلیف کنند(2)؛ چماقی که دولت ها از دست فعالان حقوق زنان ربوده اند تا بر سر خودشان بکوبند.

این چنین است که گسست­های گفتمان دموکراسی خود را می­نماید. دموکراسی به رغم "عینیت بخشی" به خود در قالب تفکیکی چیز­واره میان سه حوزه خصوصی و عمومی و دولت (ر.ک. ممنوعیت برقع در فرانسه) در چنین مواقعی که خود چنین اصول چیزواره­ اش را می شکند گسست های خود را برملا می سازد. در همین گسست هاست که امکان مقاومت سوژه در قالب کنشگری سیاسی فراهم می آید؛ امر شخصی از جانب سوژه در همین جاست که، نه با مداخله دولت بلکه در تقابل با آن، به امر سیاسی بدل می شود. از چنین منظری پوشیدن حجاب و برقع را می توان نوعی پارودی برای برجسته کردن همین گسست ها دانست؛ پارودی که در گفتمان های سیاسی غیر دموکراتیک که قائل به تفکیک سه حوزه فوق نیستند در شکل تخطی از پوشش هایی که به لباس فرم شبیه اند رخ می دهد. همین است که پوشش و آرایش و زنانه در مملکت فخیمه ایران، به رغم فشارهایی که از جانب حکومت بر آن وارد می آید، چنین تنوعی می یابد.

* رویکردی متفاوت به این موضع را در این دو یادداشت ببینید: 1... 2.  

1. دعواهایی که در این خصوص میان نخست وزیر ترکیه و رهبر حزب مخالف بر سر حجاب در ایران درگرفته هم خواندنی است (ر.ک. حجاب زنان ایرانی و دعوای سیاستمداران ترکیه).

2. هر چند که در این میان هستند فمینیست هایی که واداشتن زنان به پوشیدن حجاب و برقع را مصداقی از ستم و خشونت خانگی علیه زنان می دانند.

  
نویسنده : بهرنگ صدیقی ; ساعت ۳:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢٩