پراگماتیسم مفهومی: کدام اشتباه*

دکتر رضایی نگران است که جامعه‌شناسی مردم مدار تقابل را جانشین گفتگو کند. از پشت عینک رضایی البته که این نگرانی به جاست. ارجاع دکتر رضایی به دوران خاتمی به عنوان مصداقی از شرایطی که جامعه مدنی حریم و حرمت‌اش از جانب دولت حفظ می‌شد گویای دیدگاه رضایی است. رضایی از موضعی سازشکارانه سخن می‌گوید و مدافع آن است. این سازشکاری را در سخنرانی اخیر خاتمی هم به خوبی می‌توان دید... همه همدیگر را ببخشیم و... حرکت از نو. نگاه سازشکارانه‌ای چنین همیشه گر چه در ظاهر طرفین گفتگو را در موقعیتی برابر می‌نشاند اما در عمل حقی را که دولت بر گردن جامعه دارد به نفع دولت مصادره می‌کند. به واقع در وقایع اخیر، دولت از کدام خطای ناکرده جامعه باید صرف نظر کند؟ چنین رویکردی اساساً حیطه و قلمرو متمایزی برای جامعه قائل نیست و آن را ذوب در دولت می‌بیند. 


چنین است که رویکرد سازشکارانه از موضع دولت با جامعه سخن می‌گوید. در جامعه‌شناسی مردم مدار مسئله فقط تغییر این موضع است، نه چیزی دیگر. خطاب دولت از موضع جامعه. به رسمیت شناختن ابژه‌ای به نام جامعه و قائل شدن شانی مستقل برای آنکه ذوب در دولت نیست بلکه صرفاً با آن در ارتباط است. از قضا، این‌‌ همان موقعیتی است که به خلق جامعه‌شناسی می‌انجامد.

ناگفته پیداست که گفتگو الزامات و اخلاقیاتی دارد و به فهم من آنچه تقابل را جانشین گفتگو می‌کند در وهله نخست زیر پا گذاشتن همین اخلاقیات است. قائل شدن حق برابر برای سخن گفتن نخستین الزام گفتگوست؛ حقی که دیری است دولت از جامعه ایران دریغ کرده است. وظیفه جامعه‌شناسی یادآوری آشکار این حق به جامعه است و گوشزد کردن‌اش به دولت. در این صورت است که جامعه‌شناسی می‌تواند شرایط گفتگو را حفظ کند و استمرار بخشد. جامعه‌شناسی، که شانی مستقل برای جامعه قائل است، مستقل از عوامل سلطه یعنی دولت و بازار، باید به جامعه کمک کند که نیرویی برایر با دولت بیاید تا گفتگو با دولت معنادار شود. گفتگوی میان دولت و جامعه در ایران، به فهم من، لازم است با یک تک گویی از جانب جامعه آغاز شود. تک گویی که طی آنجامعه خود را و نیرویش را به دولت بشناساند و جامعه‌شناسی چه خوب می‌تواند با سازماندهی گروه‌های مردمی اعتماد به نفس از دست رفته جامعه را در رویارویی با دولت (بخوانید گفتگو با دولت) به آن بازگرداند.

در چنین شرایطی است که می‌توان خیالاتی چون مدل «جامعه- دولت» محور یا» دولت- جامعه محور» را که رضایی در سر می‌پروراند در ایران محقق کرد؛ مدل‌هایی که به رغم دفاع رضایی از مارکسیسم و تخطئه تلویحی لیبرالیسم از جانب وی سده هاست در تفکر لیبرالیسم پیگیری می‌شود. مدل‌هایی که گر چه این روز‌ها به شدت در ممالک راقیه جامعه بسیج شده علیه آن اما محصول طبیعی و البته بارآور شرایط اجتماعی است که دولت از دل جامعه و با تکیه بر طبقات اجتماعی بیرون آمده نه از شرایط تاریخی طول و دراز تقابل دولت- ملتی که ما تجربه‌اش کرده‌ایم و از قضا همیشه به نفع دولت‌ها و در جهت سرکوب ملت‌ها سوق یافته است.

دکتر رضایی عزیر، فایده باوری و تقابل با حقیقت مداری از بنیان‌های جامعه‌شناسی مردم مدار است اما نه آن تعبیر سازشکارانه‌ای از فایده باوری که تثبیت وضع موجود و در عمل تامین منافع دولت را در سر دارد. چنین نگاهی است که درهای گفتگو را می‌بندد؛ نگاهی که جامعه را از پشت عینک دولت می‌خواند.

  
نویسنده : بهرنگ صدیقی ; ساعت ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳ خرداد ۱۳٩٠