ادای احترام به برخی رفتگان.

عجب! تئو آنجلوپولوس هم رفت. کسی که در کنار برسون و کیشلوفسکی طعم "سینما" داشت. حالا دیگر تحمل سینما دشوار است. دیگر از گام معلق لک لک خبری نیست و از آن روایت رفتن های ناگزیر و  ... از چشم اندازی در مه، آخ! چشم اندازی در مه. چه معصوم بود و چه "گس" و چه انسانی و چه امیدی تلخ. پسر بچه ای که چنان! برای اسبی محتضر می گرید و سر آخر تصویری محو از زندگی که به خود فرامی خواند. چه حیف، حیف. همیشه همینطور است، کمی به سحر مانده، که دلهره ...

  
نویسنده : بهرنگ صدیقی ; ساعت ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٥ بهمن ۱۳٩٠
تگ ها : سایر