میل به تغییر

به تازگی ایمیلی به دستم رسید. عنوان اش بود: ”جامعه به کجا می رود؟!” (عنوانی تحریک کننده) و فایلی ضمیمه ایمیل بود که نام اش بود "فاحشه" (نامی "تحریک کننده").

متن فایل درباره انشای دختری ده ساله بود که در پاسخ به پرسش "دوست دارید در آینده چه کاره شوید" نوشته بود: فاحشه.

چندان لازم نبود متخصص یا مفتش باشی که بفهمی متن قلابی است و کمیت سندیت اش می لنگد. اما مهم این نیست. حتی اگر متنی "واقعی" با سندیت محکمی هم بود باز به نظرم مهم نبود.

اصلا مهم این پرسش نیست که "جامعه به کجا می رود" و بعد پاسخش که بله، به سمت "فاحشگی" (جای فاحشگی می توانید هر "آسیب اجتماعی" دیگری، نه!، هر پاسخ دیگری که دوست دارید، نه!، هر پاسخی که "علمی" باشد بگذارید.)

مهم تر از همه این ها، به نظرم، این است که "چرا چنین پرسش ها و چنین متن هایی جدی گرفته می شوند؟". مهم این است که بپرسیم "در چه شرایطی جامعه خود را از این دریچه می بیند؟". این که "در چه شرایطی جامعه خود را اینچنین توضیح می دهد". باید از این میل فزاینده ای بپرسیم که جامعه امروز ما به تولید و توزیع و مصرف چنین متن هایی یافته است.

پاسخ این پرسش ها چندان در آمار و ارقام یافت نمی شوند. منشاء این میل چندان به افزایش شمار فاحشگان یا کاهش سن فاحشگی وابسته نیست- دست کم فقط به آن وابسته نیست. مستقل از آمار و ارقام (آنهم در فضای مبهم آماری که ما داریم!)، برای خودش هم هست.

اگر گوش مان را با این پرسش ها تیز کنیم، صدای پای میل به تغییر را می شنویم؛ اراده ای در شرف تکوین در جامعه برای تغییر.

  
نویسنده : بهرنگ صدیقی ; ساعت ٥:٢٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٤ دی ۱۳٩۱
تگ ها : سایر