چرا مردم به تماشای مراسم اعدام می روند؟

عجیب است، نه؟! مردم گوش تا گوش برای تماشای مراسم اعدام در میدان شهر جمع می شوند. این مردم به واقع کیستند و به دنبال چیستند؟ برخی از عقب ماندگی فرهنگی این مردم می گویند و برخی دیگر خوی خشن آنان را تقبیح می کنند. اما از منظری فوکویی می توان روایت دیگری از این مردم به دست داد. از این منظر در مراسم اعدام دو گفتمان جاری می شود. یکی گفتمان شاه که در پی تثبیت وضع موجود و نشان دادن قدرت اش و عدالت است و دیگری گفتمان خرد و روزمره است که گفتمان شاه را وارونه می کند. البته فوکو ریشخندهای فرد اعدامی به نظام کیفری و قانون و نیز ریشخندهایی را که بین مردم تداوم می یابد از عوامل این وارونه سازی می داند. اما آیا عکسی که مردم از مراسم اخیر اعدام آن دو جوان در پارک هنرمندان شکار کردند و تکثیر و منتشر شد، همان که اعدامی سرش را بر شانه جلادش گذاشته بود، به وارونه سازی این گفتمان منجر نشد؟ به نظرم شد! این را می توان از رخدادی استثنایی دریافت و آن این که شاه، پس از انتشار این عکس و درگرفتن زمزمه های اعتراضی، وادار به توضیح و توجیه تصمیم اش شد. از این پس دیگر نمی توان به نام عدالت چنین ساده جماعت را در میدان شهر حلق آویز کرد. اگر چنین شود دیگر شاید انگیزه این مردم برای شرکت در مراسم اعدام صرفاً شکار تصاویر نباشد تا با استناد به آن ها وارونگی گفتمان شاه را زمزمه کنند؛ این مردم دیگر شاید برای تغییر این گفتمان به حرکت درآیند.   

  
نویسنده : بهرنگ صدیقی ; ساعت ۳:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/۱۸