نژاد، بصیرت، و عقلانیتی تازه

چند روز پیش فیروز کریمی، مربی تیم فوتبال پیکان، به سینو بیتو، بازیکن سیاهپوست خارجی تیم فجر سپاسی اهل کوراسائو (گویا کشوری است در جزایر کارائیب)، گفت: ”آدم خوار”. تعبیری که از این رفتار در رسانه های عمومی شد ”نژادپرستی” بود. در این تعبیر فقط آن بازیکن سیاه پوست نبود که برچسب ”نژاد” خورد. در این تعبیر ”ما” هم خود را ”نژاد” دانستیم. این حکایت از میلی می کند در نظام اجتماعی برای یکپارچگی. این میل از کجا آمده؟ این میل از جنسی است که به نوعی ناسیونالیسم همگون ساز دامن می زند. میلی که در بزنگاه هایی رشد می کند که گفتمان امنیت غالب می شود. گفتمانی که بر ترس از آشوب و برآشفتن نظم استوار است و در یکی از بزنگاه های تاریخی ما با بر باد دادن دستاورد بزرگی چون انقلاب مشروطه از رضا خان هیولای رضا شاه را بیرون کشید.

این گفتمان که مدام هشدار می دهد مبادا گزک دست دشمنان نظم موجود بدهیم، حالا به نظر کلیدواژه اش ”بصیرت” است و دلالت بر رشد و نمو عقلانیت تازه ای پس از 34 سال در نظام سیاسی ما دارد. مصادیق این عقلانیت تازه که می کوشد با تکیه بر بصیرت جامعه را یکپارچه و همگون سازد قابلیت کنترل است. دیگر برایش مهم نیست که دستش رو شود. حتی خودش ضعف هایش را برملا می کند؛ اعلام آمارهای جور-ا-جور از آسیب های اجتماعی، نمایش عمومی تعارض های درون حکومتی، و اعلام فساد مسئولان رده بالا برخی از نمونه هایی است که در این سه چهار سال مکرر دیده ایم. این اعتماد به نفس به واقع از کجا آمد؟ شاید از کنترل بحرانی که سال 88 دامن گیر نظام سیاسی شد.

اما اگر در بزنگاه پیشین رضا شاهی برآمد که بنیان دولت- ملت مدرن را در ایران گذاشت و سرکوب را برای تثبیت اش پیشه کرد، حالا باید منتظر بروز و ظهور حکومتمندی باشیم که همگونی را با ساز-و-کارهای کنترلی به بار می آورد. با این وصف، گویا نظام سیاسی مان گامی تازه در مسیر عقلانیت مدرن برداشته است، غافل از این که در این زمانه تشت این عقلانیت از بام افتاده است و مردمان جهان دست در کارند تا بساط آن را به کل برچینند.      

  
نویسنده : بهرنگ صدیقی ; ساعت ۸:٥٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩٢
تگ ها : دولت