بازی بزرگان ادامه دارد

ماجرای انتخابات ادامه دارد. چیزی تغییر نکرده است. بازی با همان قواعدی که شروع شده در جریان است. آنانی که تن به این بازی داده اند حتما می دانند که حالا دیگر پا پس کشیدن از آن جز سردرگمی و دامن زدن به شک و شبهه نسبت به تحلیل ها و بی اعتمادی نیروهای اجتماعی پیامد دیگری ندارد. آشکار است که هر اتفاقی هم در ماجرای انتخابات افتاده یا بیفتد تحلیل های به دست داده شده همچنان می توانند مبنای تصمیم گیری ها و جهت گیری هایی بمانند که تاکنون اتخاذ شده است، مگر آن که در ادامه قائلان به این تحلیل ها بنیادشان را بر باد بینند. به هر رو، حراست از نیروهای اجتماعی مستلزم تداوم اهداف و ابزاری است که تاکنون طراحی و اتخاذ شده و لابد فکر شده بوده اند، و اگر نبوده اند چه حیف!


برای نظم و نسق دادن به تحلیل های پیش گفته کافیست سرکی بکشیم به آن چه در همین یکی دو ماه اخیر در باب انتخابات گفته شده است. در یک دسته بندی کلی می توان دو گفتمان تکلیف مدار و حق مدار را در میان این تحلیل ها تشخیص داد. گفتمان تکلیف مدار، که البته مصادیق ناب آن کمیاب است، شرکت در انتخابات را در وهله نخست تکلیفی جمعی می داند و بنابراین رویکردی مناسکی به آن دارد. می توان نوعی میل به فرافکنی را در میان قائلان به این گفتمان تشخیص داد و آن بار کردن مسئولیت نارسایی های اجتماعی آینده بر دوش کسانی است که به این تکلیف خود عمل نکرده اند. در سوی دیگر گفتمان حق مدار قرار دارد که مصادیق آن را، چه در تلفیق با گفتمان تکلیف مدار و چه مستقل از آن، در میان فعالان هر دو گروه از نیروهای اجتماعی موسوم به اصول گرا و اصلاح طلب می توان یافت و شرکت در انتخابات را حق هر شهروند می داند.

در گفتمان حق مدار با نوعی عمل گرایی مواجهیم. مولدان این گفتمان شرکت نکردن در انتخابات را فاقد هر نتیجه عملی می دانند و در مقابل از مزایای مشارکت در این امر سخن می گویند. یکی از این مزایا تامین امنیت داخلی است. در این خصوص، گزاره محوری این گفتمان را می توان اینگونه صورتبندی کرد: ”برای حفظ امنیت کشور و کاستن از احتمال بروز آشوب های داخلی یا حمله نظامی خارجی باید در انتخابات شرکت کرد و به نزدیکترین فرد به حاکمیت موجود رای داد”. هراس از سوریه ای یا لیبیایی شدن وضعیت ایران مهم ترین معیار عملی است که این گفتمان برای توجیه خود به آن متوسل می شود. یکپارچه شدن نیروهای داخلی، از این منظر، نوعی قدرت نمایی در برابر دشمنان داخلی و خارجی خواهد بود و مایه انصراف شان از خیالاتی که در سر دارند. این از جمله گره گاه هایی است که بخشی از اصلاح طلبان و اصول گرایان را، هم در اهداف و هم در ابزار دستیابی به اهداف، به هم پیوند می زند.

از دیگر مزایای عملی که در گفتمان حق مدار به آن تکیه می شود آشکار شدن تقابل ها است. در این خصوص، گزاره محوری این گفتمان را می توان چنین صورتبندی کرد: ”برای آشکار شدن صف بندی های اجتماعی- سیاسی باید کمک کرد که حاکمیت هر چه یکدست تر شود و این امر مستلزم شرکت در انتخابات و رای دادن به نزدیکترین فرد به حاکمیت موجود است”. از این منظر، یکپارچه شدن و بسیج اصلاح طلبان برای تغییر وضع موجود مشروط است به یکدست شدن حاکمیت و حرکت آن به سوی بن بستی که پیش بینی می شود. در این شرایط، فضای اجتماعی برای اقبال به نیروهای تحول گرا فراهم خواهد آمد. چنان که مشخص است، مشی و منشی که این منظر پیش می نهد حرکتی گام به گام و تدریجی برای تحول است. اصلاح طلبان قائل به این گزاره گرچه در اهداف از اصول گرایان متمایز می شوند، در ابزارِ تحقق هدف شان با آنان همسو خواهند بود.

در همین ارتباط، می توان از منظری دیگر سخن گفت که در تقابل گرایی با منظر پیشین مشترک است، اما به گزاره متفاوتی متوسل می شود. گزاره محوری این منظر چنین است: ”برای آشکار شدن صف بندی های اجتماعی- سیاسی و فعال شدن آن ها باید در انتخابات شرکت کرد و به دورترین فرد از حاکمیت موجود رای داد”. این منظر گرچه در هدف با منظر پیش گفته همسو است اما ابزاری متفاوت اختیار می کند، مشی و منشی تند در پیش می گیرد، و در ضمن چه در هدف و چه در ابزارِ تحقق هدف از طیف اصول گرایی فاصله می گیرد.

میانه روترین موضعی که برخی اصلاح طلبان پیشه کرده اند قائل به مماشات است و گزاره محوری آن چنین است: ”برای بهره گیری از حداقل فرصت ها از شکاف های موجود در حاکمیت باید در انتخابات شرکت کرد و به دورترین فرد از حاکمیت موجود رای داد”. روشن است که این منظر نه در هدف، که صرفاً در ابزار با منظر پیش گفته همسویی دارد.

و البته، در این میانه هراس و تقابل و مماشات، مردمانی هم هستند که گزاره های پیش گفته را بی بنیاد می بینند.  اطمینانی ندارند دستی پنهان یا خردی برنامه ریز برایشان امنیت به بار آورد، یا در همهمه تقابل ها و مماشات ها نمدی برای کلاه شان نصیب برند. این مردمان می کوشند همین کلاهی را که دارند با تکیه به سرمایه های اجتماعی شان سفت بچسبند که مبادا آن را هم باد ببرد. قواعد این بازی هر چه بیشتر نمایان می شود چنین میلی هم در میان این مردمان بیشتر و بیشتر می شود؛ میل به این که بازی بزرگان را به بزرگان واگذارند و برکنار از آن ها بازی خود را راه اندازند.

  
نویسنده : بهرنگ صدیقی ; ساعت ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۳ خرداد ۱۳٩٢
تگ ها : انتخابات